السيد موسى الشبيري الزنجاني
5129
كتاب النكاح ( فارسى )
وثاقت شخص باشد ، اين تعابير با آنها معارضه ندارد . معناى « كتبه قريبة » گويا اين است كه حالا اگر يك مقدارى از رواياتش هم منكر باشد ولى معمولا مطالب كتابهايش درست است . كلينى - كه خودش رجالى و محدث است - يكى از مشايخ معروفش همين حسين بن محمد بن عامر است كه عمده روايات او از معلى بن محمد است و او ، در نقل به معلى اعتماد دارد ، كلينى هم كتاب معلى را به وسيله شيخ خودش نقل مىكند و پيداست كه كلينى هم به او اعتماد دارد و او را ضعيف نمىداند . خلاصه به نظر مىرسد كه معلى معتمد است و نظر آقاى خويى هم همين است . اگر مراد از اضطراب در مذهب اضطراب در اعتقاد اصلى هم باشد « 1 » ، اين مطلب ضررى به صدق راوى نمىزند . اين روايت به اين طريق هم نقل شده است : الشيخ المفيد فى رسالة المتعة عن جعفر بن محمد بن قولويه عن أبيه عن سعد بن عبد الله عن حماد بن عثمان قال سأل الصادق عليه السلام . اما در اين سند ظاهرا سقط واقع شده است چون سعد بن عبد الله بدون واسطه نمىتواند از حماد بن عثمان روايت كند و بين حماد و امام صادق عليه السلام هم به احتمال قوى نام أبو بصير افتاده است . به هر حال ، ما چون سند قبلى را تمام مىدانيم اشكالى در اين حديث وجود ندارد . 4 - مرسله ابى بصير و عن ابى بصير انه ذكر للصادق عليه السلام المتعه و هل هى من الاربع فقال تزوج منهن الفا « 2 » اين روايت مرسل مىباشد و براى تأييد خوب است .
--> ( 1 ) - ( توضيح بيشتر ) كلمه مذهب در كلمات قدماء ، گاه به مطلق ديدگاه اطلاق مىشده ، هر چند اين ديدگاه از اعتقادات اصلى كه در صحت مذهب و ايمان دخيل است نباشد ، مثلا اعتقاد به قياس كه به ابن جنيد و پارهاى از قدما نسبت داده شد ، با اين كه اعتقاد نادرستى است بطلان آن از اصول اعتقادى نيست ، لذا ابن جنيد امامى به شمار مىروند ، هر چند چنين مذهب نادرستى داشته باشند ، استاد مد ظله در كلام بالا اشاره به همين نكته دارند كه الزاماً كلمه « مضطرب المذهب » در عبارت نجاشى ناظر به فساد اعتقاد اساسى و عدم ايمان راوى نيست . ( 2 ) - خلاصة الابحار : 52 به نقل از متعه شيخ مفيد : 12 .